تبليغاتX
گاهی فراموش می کنم باید فراموشت کنم

گاهی فراموش می کنم باید فراموشت کنم
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
آخرين مطالب
لینک دوستان
از یـه جـایـی بـه بـعـد


نـه ایـنکـه فـایـده نـداشـتـه بـاشـه ها.........نـه !!!!


ارزشش رو دیـگـه نـداره.....!!

[ جمعه 1390/10/30 ] [ 15:10 ] [ rexina ]
سفر کردی که از یادم بری دیدم نمیشه اخه عشق یه عاشق با ندیدن کم نمیشه غم دور از تو بودن یه بی بال و پرم کرد نرفتی از یادِ من ، سفر عاشق ترم کرد
[ شنبه 1390/10/24 ] [ 15:45 ] [ rexina ]
همه مرابا خنده های باصدا میشناسند؛این بالش بیچاره ،با گریه هاى بی صدا



امروز باهم بودن را تجربه میکنیم

و شاید فردا به یاد هم بودن را

پس امروز را زیبا کنیم به حرمت

خاطرات فردا….




دستانم تشنه دستان توست ، شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم ،

 با تو می مانم 


بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم ، زیرا می دانم فردا بیش از

 امروز دوستت خواهم


داشت..

[ دوشنبه 1390/09/28 ] [ 16:45 ] [ rexina ]
اگر عشق بورزید می گویند که سبک مغزید...

اگر شاد باشید می گویند که ساده لوح وپیش پا افتاده اید....

اگر سخاوتمند و نوعدوست باشید می گویند که مشکوکید...


اگر گناهان دیگران را ببخشید می گویند ضعیف هستید...


اگر اطمینان کنید می گویند که احمقید...


اگر تلاش کنید که جمع این صفات را در خود گرد آورید٬

مردم تردید نخواهند کرد که شیاد و حقه بازید



بچه که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم 


اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم 

کاش دلهامون به بزرگی بچگی بود 


کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش 

را از نگاهش می توان خواند 


کاش برای حرف زدن 

نیازی به صحبت کردن نداشتیم 


کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود

کاش قلبها در چهره بود

اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد 

و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم 


دنیا را ببین 

بچه بودیم از آسمان باران می آمد 

بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید! 


ادامه مطلب
[ یکشنبه 1390/09/20 ] [ 19:14 ] [ rexina ]

رفتی در فصلی که تنها امیدم خدا بود و ترانه و تو

 که دستهایت سایه بانی بود بر بی کسی های من ...

تو که گمان می کردم از تبار آسمانی و دلتنگی هایم را در می یابی

تو که گمان می کردم ساده ای و سادگی ام را باور داری 

و افسوس که حتی نمی خواستی هم قسم باشی ...

افسوس رفتی ... ساده ،

ساده مثل دلتنگی های من و حتی ساده مثل سادگی هایم !

من ماندم و یک عمر خاطره و حتی باور نکردم این بریدن را

کاش کمی از آنچه که در باورم بودی ، در باورت خانه داشتم !

کاش می فهمیدی صداقتی را که در حرفم بود و در نگاهت نبود 

کاش می فهمیدی بی تو صدا تاب نمی آورد ...

رفتی و گریه هایم را ندیدی و حتی نفهمیدی من تنها کسی بودم که ....

قصه به پایان رسید و من هنوز در این خیالم که چرا به تو دل بستم

و چرا تو به این سادگی از من دل بریدی ؟!!

که چرا تو از راه رسیدی و امید  تک تک این ترانه ها شدی ؟!!

ترانه ها یی که گرچه در نبود تو نوشته شد اما فقط

و فقط مال تو بود که سادگی ام را باور نکردی !
گناهت را می بخشم ! می بخشمت که از من دل بریدی و

حتی ندیدی که بی تو چه برسر این ترانه ها می آید !
ندیدی اشک هایی را که قطره قطره اش قصه ی من بود و

 بغضی که از هرچه بود از شادی نبود !

بغضی که به دست تو شکست و چشمانی که از رفتن تو غرق اشک شد

و تو حتی به این اشکها اعتنا نکردی !

اعتنا نکردی به حرمت ترانه ها یی که تنها سهم من از چشمانت بود !

به حرمت آن انار سرخ کوچکی که  اولین دیدار به امید خوش یمنی به من دادی  !

به حرمت قدمهایی که با هم در آن کوچه ی همیشگی زدیم !

به حرمت ...

تو حتی به صدای لرزانم  هم اعتنا نکردی !
راستی سجاده ی عشق کجاست؟!


قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که ساده فریبم داد !

قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم !


[ شنبه 1390/09/12 ] [ 0:43 ] [ rexina ]
خداحافظ برو عشقم برو که وقت پروازه


برو که ديدن اشکات منو به گريه ميندازه


نگاه کن آخر راهم نگاه کن آخر جادست


نميشه بعد تو بوسيد نميشه بعد تو دل بست


منو تنها بذار اينجا تو اين روزاي بي لبخند


که بايد بي تو پرپرشه که بايد از نگات دل کند


حلالم کن اگه ميري اگه دوري اگه دورم


اگه با گريه ميخندم حلالم کن که مجبورم


نگو عادت کنم بي تو که ميدوني نميتونم


که ميدوني نفسهامو به ديدار تو مديونم


فداي عطر آغوشت برو که وقت پروازه


برو که بدرقه داره منو به گريه ميندازه


برو عشقم خداحافظ برو تو گريه حلالم کن


خداحافظ برو اما حلالم کن حلالم كن

[ جمعه 1390/09/11 ] [ 19:21 ] [ rexina ]
زندگی وقت کمی بود و نمیدانستیم


همه ی عمر دمی بود و نمیدانستیم


حسرت رد شدن ثانیه های کوچک


فرصت مغتنمی بود و نمیدانستیم



تشنه لب، عمر بسر رفت و به قول سهراب


آب در یک قدمی بود و نمیدانستیم

[ سه شنبه 1390/09/08 ] [ 0:0 ] [ rexina ]
تنهايي يعني


من،


بغض،


و سري که روي شانه‌هاي تو نيست...!

[ یکشنبه 1390/08/29 ] [ 3:21 ] [ rexina ]

من خدایی دارم.......



من خدایی دارم، که در این نزدیکی است


نه در آن بالاها !

مهربان، خوب، قشنگ ...


چهره اش نورانیست


گاه گاهی سخنی می گوید،


با دل کوچک من،


ساده تر از سخن ساده من


او مرا می فهمد !


او مرا می خواند،


او مرا می خواهد،


او همه درد مرا می داند ...


یاد او ذکر من است، در غم و در شادی


چون به غم می نگرم،


آن زمان رقص کنان می خندم ...


که خدا یار من است،


که خدا در همه جا یاد من است



او خدایست که همواره مرا می خواهد


او مرا می خواند


او همه درد مرا می داند ...

[ سه شنبه 1390/08/24 ] [ 15:23 ] [ rexina ]
تمام دنيا هم که بگويند تو مال ِ من نيستي،
باز هم اين دل ِ زبان نفهمم، بهانه ات را ميگيرد
[ شنبه 1390/08/07 ] [ 15:31 ] [ rexina ]
این روزا دنیا شده مثله کتابخوونه....
هر کی میاد یه دل دیگه رو واسه یه مدت قرض می گیره یه خرده باهاشه بعد میاد پس میده و دوباره یکی دیگه...
به سلامتي دنيا و نامردياش
[ چهارشنبه 1390/08/04 ] [ 14:7 ] [ rexina ]
بر سر دوراهیم . . .

یک راه به تو می رسد و یک راه به تنهایی . . .

همیشه ترا بر می گزینم ... و می رسم به تنهایی .
.
[ یکشنبه 1390/07/24 ] [ 14:47 ] [ rexina ]
گاهی پــــروانه ها هم اشتباه عاشــــــــــق میشوند ! بجای شـــمع ، گرد چراغهای بی احساس خیابانها میگردند

[ دوشنبه 1390/07/18 ] [ 14:21 ] [ rexina ]
 
به سلامتي دو بوسه . . .
.
.
.
اولي ، وقتي بچه به دنيا مياد ، مادر مي بوستش ولي بچه نمي فهمه . . .
...
... .
.
.
دومي ، وقتي مادر از دنيا ميره ، بچه مي بوستش ولي مادر ديگه نمي فهمه
[ سه شنبه 1390/07/12 ] [ 19:42 ] [ rexina ]
به سلامتیــِه حرفهایی که پُست نمیشن ... بُغـــض میشَن ♥

[ پنجشنبه 1390/07/07 ] [ 15:5 ] [ rexina ]
لعنت به بعضی آهنگا..
به بعضی خیابونا..
به بعضی حرفا..
لعنتیا آدمو میبرن به روزایی که ،
واسه از بین بردنش تو ذهنت..
... ... ... ... ویرون شدی !
سوختی و از نو ساختی..
میبره به روزای دور..
خیلی دور ..

[ سه شنبه 1390/07/05 ] [ 17:32 ] [ rexina ]
وقتی که نیستم ، می خندی ؛ من اینگونه عاشقِ رفتن شدم
[ شنبه 1390/07/02 ] [ 20:4 ] [ rexina ]
بودنت یه جور و نبودنت بد جور ازارم میده

 

حاضرم به خاطر ازارای کنار هم بودنمون

همه چیز رو فدات کنه

[ سه شنبه 1390/06/29 ] [ 19:3 ] [ rexina ]



همیشه فکر می کردم تو همدردی اما نه تو هم . دردی

[ شنبه 1390/06/05 ] [ 13:10 ] [ rexina ]

در این آسمان پر ستاره ، یکی از  ستاره ها در آسمان نیست.

سپیده می آید اما خبری از رنگ آبی آسمان نیست.
خورشید در قلب آسمان نشسته و میسوزاند قلبش را
چه بی رحمانه میسوزاند قلب  آسمان را .
غروب که می آید ما قلب سوخته ی آسمان را میبینیم
می بینیم که آسمان دیگر آبی نیست ، سرتاسر سرخ است و دلگیر
دلتنگ فردا نیستم ، فردا که میرسد دلتنگیهایم بیشتر میشود.
حال آسمان خوب نیست ، دیگر غروب برایم زیبا نیست ، دلم برای آسمان میسوزد، آسمان هم دلش برایم سوخته و باز در غم من نشسته است.
شعری بدون قافیه ، تشبیه نمیکنم خورشید را به قلب آسمان ، زیرا خورشید قلب آسمان است ، ماهی که شبها در آسمان می آید بهانه است.
بهانه ای برای تسکین دلها ، برای اینکه دلی برای آسمان نسوزد ، یک بار هم آسمان را مهتابی ببینیم و چشمی به حالش نگرید.
در آین آسمان بی ستاره ، یکی از ستاره ها در آسمان مانده ، ستاره ها همه خوابند، اما این ستاره به عشق دیدن آسمان بیدار مانده.

[ سه شنبه 1390/05/18 ] [ 3:36 ] [ rexina ]

                 

چقدر با تو بودن لذت بخش و دلنشینه

مثله این می مونه که همه ی دنیا رو با زیباییهاش به من داده باشند

چقدر خوبه که عشقت همراه منه که جزیی از منه

 بخدا مثله مردن میمونه از تو جدا شدن مثله کم شدن مثله از دست دادنه

من تو رو به همه ی احساسم گره زدم تو  نیاز منی من تو رو نفس می کشم!

 عزیزم تو ریشه های بودنتو در قلبم محکم و عمیق زده ایی

تو همه ی فاصله هارو  برداشتی به من عاشقی رو یاد دادی

تو لایق عشق پاک و بی آلایشی که هر چی نثارت کنم کمه

با تو خوشبختم با تو به خوشبختی رسیدم!

 و می دونی که چقدر دوستت دارم عشقم

[ یکشنبه 1390/03/15 ] [ 23:47 ] [ rexina ]
 

 

دلتنگ توام عشق من :

خیلی وقت است که دلم برای کسی تنگ است . 


خیلی وقت است این دل بهانه میگیرد .

 

خیلی وقت است که دلم برای کسی تنگ است .

خیلی وقت است این دل بهانه میگیرد .


دلم تنگ است و از این دلتنگی چشمهایم بارانیست .


چشمهایم بارانیست و دلم هوای او را کرده است.

یک عالمه درد دل در این دل خسته نهفته است.

 

دلم تنگ است برای لحظه ای دیدار ، برای لحظه ای نگاه به چشمانش .

دلم برای کسی تنگ است که او در کنارم نیست .


دلم بدجور هوایش را کرده است .


در این حال و هوا ، در این لحظه های پر از تنهایی آرزو داشتم او در کنارم بود.

حالا که در کنارم نیست احساس تنهایی میکنم و این دل در حسرت یک لحظه دیدار با اوست .


این دل بی طاقت برای کسی تنگ است.

کسی که آتش دلتنگی را در دلم نشانده است ، اما در کنارم نیست تا این

آتش را خاموش کند.

 و همچنان این آتش، قلبم را می سوزاند .

خیلی وقت است دلتنگ کسی هستم.


خیلی وقت است دلم هوای کسی را کرده است.


به چه کسی بگویم درد این دل را ، من که به جز او همدلی را ندارم.

به چه کسی بگویم راز این دل را ، من که به جز او همرازی را ندارم.

 در کنار چه کسی قدم بزنم ، نگاه به چشمان چه کسی کنم ، دستان چه

 کسی را بگیرم مگر به جز او چه کسی را دارم.

در این دنیای بزرگ تنها اوست که مرا دلتنگ خودش کرده است.

کاش در کنارم بود ، کاش تنها لحظه ای او را میدیدم تا درد این دل پر از نیاز را

 به او میگفتم ، درد دلتنگی هایم را برایش میگفتم.

دلم برای کسی تنگ است ، ولی او کجاست که بداند در این گوشه از این دنیا

 دلی است که در حسرت دیدار با او  همچنان چشم به راه نشسته است.

 

[ یکشنبه 1390/03/15 ] [ 23:9 ] [ rexina ]

  

منی که همیشه به یاد توام ، منی که همیشه به عشق تو دلم به آرزوهایم خوش است

اینک دلم به این خوش است که تو هستی و خوشبختی در گرو با تو بودن است

همیشه این برای من با ارزش بوده که تو با همه فرق داری

،همیشه این برایم مهم  بوده که تو، مثل ومانندی نداری!

دلت پاک و مهربان است ، تو عاشقی، عشق مانند مرواریدی در قلبت پنهان است! 

از آن لحظه که خیره شده بودم به چشمانت تا این لحظه دنیا برایم رنگ دیگری دارد

دنیا زیبا شده به زیبایی چشمانت ، هوا چه دلنشین شده ، این است همان هوای در کنار تو بودن

حال و هوای تو در همه لحظه هایم درگیر است ، دلتنگی و بی قرارهای من در همین است

که دلم هوای تو را میکند ، که لحظه به لحظه آغوشم، هوس آغوش گرم تو را میکند

.وجود مهربان تو و قلب پاک تو را تا همیشه میخواهم ، به عشق پاکمان قسم که تا ابد با تو میمانم

منی که فرشته ای مهربان مانند تو را دارم ، چگونه میتوانم به تو بی وفایی کنم ، نه دیگر نمیگذرم از

عشق پاک و بیهمتای تو ، میدانم که اگر تا آخر زندگی ام نیز بگردم در این دنیا، نمی یابم دیگر مانند تو!

ای همنفسم تا لحظه ای که هستم با تو نفس میکشم و ما با هم عاشقانه زندگی میکنیم

edameye matlab ham hast


ادامه مطلب
[ شنبه 1390/03/07 ] [ 20:19 ] [ rexina ]
kash jaye dadasham nabodi 

kash hichvaght nemigofti ke to mesle khaharami 

kash hichvaght pashimon nashi ke be man migofti to mesle khaharami 

ey kash in pashimoni faghad vase man bashe

va ey kash midanesti che zarbeye mohlekist

[ سه شنبه 1390/03/03 ] [ 20:33 ] [ rexina ]

ای زندگی ام، هستی ام، یاورم، دلدار زندگی ام، عشق من، امید زندگی ام، تمام وجود من  دوستت دارم.
ای که امید زندگی را به من دادی، خون عاشقی را در رگهای من جاری ساختی، حال و هوایی دوباره به زندگی من دادی ، نفسی دوباره به من بخشیدی دوستت دارم.

ای زندگی ام، هستی ام، یاورم، دلدار زندگی ام، عشق من، امید زندگی ام، تمام وجود من  دوستت دارم.
ای که امید زندگی را به من دادی، خون عاشقی را در رگهای من جاری ساختی، حال و هوایی دوباره به زندگی من دادی ، نفسی دوباره به من بخشیدی دوستت دارم.
ای پرستوی عاشق، عمر دقایق، گل شقایق، همیشه عاشق ، دوستت دارم.
ای وجود من،  طلوع من،  حضور پر شوق و شور من ، دوستت دارم .
ای دریای من، فردای من،  دنیای من،  رویای من ، دوستت دارم.
ای گل من،  روح من،  تمام وجود من، مهتاب من ، دوستت دارم.
روزی که تو پا به این دنیا گذاشتی، روز  تضمین زنده بودن من بوده است.
روزی که تو پا به این قلب بی طاقت من گذاشتی، روز امید دوباره به زندگی ام بوده است.
روزی که به من بگویی دوستت دارم بهترین روز زندگی ام خواهد بود.
و روزی که از من جدا شوی روز مرگ لحظه هایم خواهد بود.
اینجا  بدون تو بی رنگ و روست، بی عطر و بوست، اینجا بدون تو هوای دلم همیشه ابری است، آسمان چشمانم همیشه بارانی است و همیشه بر روی لبانم نام تو جاری است .
هر جا هستی بیا تا دلم خون نشده و گلهای خانه مان همه پر پر نشده.
بیا و با خود بوی نرگس شیراز را با خود بیاور ای زندگی من.
ای که بدون تو دنیا برایم قفس است و عاشقی برایم هوس است و زندگی برایم بی نفس است .
ای زندگی من،  عشق من،  نفس من خیلی دوستت دارم .
باور کن که خیلی دوستت دارم و خواهم داشت.
گفته ام، میگویم و خواهم گفت و باز هم گفته ام، می گویم و خواهم گفت که خیلی دوستت دارم .
مجنونم از مجنون دیوانه تر تو و عاشقم از فرهاد عاشق تر تو.
لیلی هستی از لیلی عاشق تر  و شیرینی از شیرین لایق تر.


[ چهارشنبه 1390/02/28 ] [ 17:45 ] [ rexina ]
آرام نمیگیرد قلبم اگر نیایی
میمیرد دل عاشقم اگر نمانی
تو خودت میدانی،
میدانی چقدر دوستت دارم و باز هم شعر رفتن را میخوانی
بدجور دلبسته ام به تو ، رحمی کن ، خواهش میکنم از دل بی وفای تو
نمیتوانم لحظه نبودنت را ببینم ، میدانم منتظر این هستی که از درد عشقت بمیرم
دلم میخواهد دوباره دستهای تو را بگیرم و دوباره تمام گلها را برایت بچینم
تنها از تو میخواهم که ، تنها نگذاری مرا
میسازم با بی محبتی هایت ، می مانم با دل بی وفایت، شب و روز را مینشینم به انتظارت
همین که هستی برایم کافیست ، نبودنت باورکردنی نیست ، هیچگاه حتی فکر رفتنت را هم نمیکردم
آرام نمیگیرد قلبم اگر نمانی ، بیش از این عذاب نده قلب عاشقم را
بیش از این نسوزان دل دیوانه ام را
بیش از این مرا در حسرت نگذار ، در حسرت بودنت، یا نه… انتظار زیادی است
در حسرت از دور دیدنت!
آرام نمیگیرد قلبم اگر نباشی ، میمیرد دل عاشقم اگر نیایی، تو خودت میدانی و باز هم مرا درحسرت دیدنت میگذاری…
این رسمش نبود ، چرا مرا عاشق خودت کردی و خودت را رها از عشق؟
چرا دلت را به کسی دیگر دادی و مرا اسیر سرنوشت؟
آرام نمیگیرد قلبم…

[ یکشنبه 1390/02/25 ] [ 14:1 ] [ rexina ]

من در دنیا تنها هستم

و با این حال نه به اندازه ای تنها که هر ساعت را خدایی کنم

من در دنیا کوچک هستم

و با این حال نه به اندازه ای کوچک که برای تو فقط یک شی باشم

من ارزویم را میخواهم

و میخواهم تا زمانی که ارزوهایم به سمت عمل میرود دنبالش باشم

و میخواهم

در ان دقایق خاموش و به نوعی بی ثبات با کسی باشم که میداند

وگرنه 

تنهایی را ترجیح میدهم

دلم میخواهد هر چیزی را که در وجود توست بازتاب دهم و هرگز نمیخواهم به حدی کور یا پیر باشم که تصویر عمیق تو را لرزان نگه دارم

میخواهم افشا کنم

دلم نمیخواهد در هیچ جایی پنهان باشم

چرا که انجا

در مکانی که پنهان شده ام

دروغی بیش نیستم

 

در فضای خالی لرزان خرد میشوم

دستانم را به سمت تو دراز میکنم

خودم را به افسوسی یخ زده میبازم

دراین عشق زود شکن

راهیست

که بگویم

خداحافظ

 

 

چقدر از این مطلب خوشتون اومد؟لطفا نظرتونو بگید و اون جمله ای که تو این متن بیشتر خوشتون اومد و بگید

 

[ سه شنبه 1390/02/20 ] [ 18:30 ] [ rexina ]
salam bache ha

man emroz faghad omadam begam ke az inke be yadam hastid mamnoon 

ama man ta modati nemitonam biam 

movazebe khodeton bashid 

bye

[ شنبه 1390/01/27 ] [ 23:36 ] [ rexina ]
همه میگن یه چند ماهی گذشته میگن شاید منو ول کرده باشی

هنوز چشم انتظار ماه بعدم گمونم راه تو گم کرده باشی

تو گفتی قدر یک ماه بر میگردی ، خب انصافت کجاست چشم انتظارم

شمردم روزارو خیلی گذشته اگر بی من خوشی حرفی ندارم

توقع از کسی دیگه ندارم، تو که گفتی دلت میسوزه رفتی

تو گفتی بر میگردی قبل یک ماه ،ولی یک ماه و ششصد روزه رفتی

غم دوریت منو بی آشیون کرد، حالا به زیر بارون خیس آبم

نیا سراغ من بده ببینی ، که شبها روی کارتن ها میخوابم

[ سه شنبه 1390/01/16 ] [ 22:32 ] [ rexina ]
salam

bache ha mikham dastan benevisam 

ye chi to maye haye roman 

albate ghablan yekamesh pish nevis kardam

age movafeghid to nazarat elam konid hatman

albate man ye modat nistam mikham beram iran 

baraye hamaton arezoye movafaghiat mokonam

sale no khobi ro dashte bashid

omidvaram ke in sal behtarin sale zendegiton bashe


[ سه شنبه 1389/12/17 ] [ 23:3 ] [ rexina ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

دلم می خواد بنویسم،
می دونم می خونیش
ولی می نویسم که یک روز
درکنار هم
این خاطره ها رو مرور کنیم
نمی دونم این حادثه
اتفاق بیفته یا نه اما
با این حال منتظرت می مونم
حتی تا ابد.
می نویسم از ته دل
شعر عاشقانه ام را
امیدوارم هرچه زود تر
حرفهای دلم رو بخونی
چون:
خداحافظ برای تو
رهایی داشت
برای من غم تلخ
جدایی داشت
نمی گم:خداحافظ
می گم:به امید دیدار
امکانات وب

طراحی کاتالوگ

.........................

جاوا اسكریپت

,,,,,,,,,,

جاوا اسكریپت

,,,,,,,,,,

فال حافظ